الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

208

الغدير ( فارسى )

براستى كه به قرآن كريم و به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله كه خدا كتاب خود را بر او فرستاده ، ايراد گرفته و توهين كرده است . سخن صاحب آن نور هم كه در ميان احاديثى كه پيشوايش احمد در جاهاى متعدد و از ديدگاههاى گوناگون در فضايل امام على عليه السّلام روايت كرده و ما آن را در جلدهاى پيشين همين كتاب آورده‌ايم ، جايى ندارد ، چگونه مىتواند صحت و مقبوليت داشته باشد ؟ « 1 » كسى كه على عليه السّلام را بر ابو بكر و عمر و عثمان مقدّم بدارد ، در واقع به حجّتى استوار و رسا دست يافته و از نورى تابان پرتو گرفته و به دستاويز محكم ناگسستنىاى چنگ زده است . 58 - به خاطر ابن سمعون خرماى خشك تبديل به رطب تازه مىشود خطيب و ابن عماد آورده‌اند : ابو بكر محمّد بن محمّد طاهرى روايت كرده كه از ابو الحسين ابن سمعون ( م 387 ) شنيده است كه مىگفت : از مدينهء رسول به قصد زيارت بيت المقدس بيرون آمدم و همراه خود خرماى صيحانى داشتم . چون به بيت المقدس رسيدم ، خرما و ديگر آذوقهء خود را در جايى كه بنا بود اقامت كنم ، گذاشتم . پس از آن ، هوس رطب تازه كردم و با كراهت آمدم كه خرماى خود را بخورم ، در شگفت ماندم ، چرا كه هنگام افطار ديدم كه خرماى صيحانى به رطب تازه تغيير يافته است و از آن نخوردم . فردا شب كه مىخواستم افطار كنم ، رطب به حال اول ، يعنى خرماى كهنه بازگشته بود و از آن خوردم . « 2 »

--> ( 1 ) . قول احمد و گروه بسيارى از پيشوايان حديث ، اين مضمون را دربر دارد : در خصوص هيچ‌يك از صحابه ، به اندازهء رواياتى كه با اسناد درست دربارهء فضايل على آمده ، نيامده است و دانشمند امت ، ابن عباس گفته است : آنچه در كتاب خدا دربارهء على آمده ، دربارهء احدى نيامده است . ( 2 ) . تاريخ بغداد : 1 / 275 ؛ شذرات الذهب : 3 / 126 .